تحولاتی درباب سیاست خارجی وداخلی ترکیه

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

 

تحولاتی درباب سیاست خارجی وداخلی ترکیه درسال۲۰۱۶ / مسعودمرادپورگیلده

 

 

اختصاصی همای گیلان:

 از آغاز قرن ۲۱که ازآن به عنوان قرن دانایی نام برده می شود، احزاب اسلام گرا از جمله حزب عدالت و توسعه شروع به تعریف جدید از سیاست خارجی کردند. برای تغییروتحولات درباب سیاست خارجی الزاما نخست باید پایه های اجتماعی آن در سیاست داخلی نمود پیدا کند. اسلام درترکیه به عنوان ابزار بسیج جامعه برای تغییرات مورد استفاده قرار گرفت. به این ترتیب هویت شرقی-اسلامی به آرامی در درون هویت جا افتاده غرب گرای سکولار رخنه کرد. بنظرمی رسد که بطورکلی باتوجه به کودتا اخیردرترکیه، این هویت از لحاظ تعلق تاریخی با «عثمانی گری»، از لحاظ فرهنگی با« اسلام» و از جهت سیاسی با سمت گیری« توتالیتاریستی» پیوند خورداست. 

download (2)

در این روزها برای بسیاری می تواند، این پرسش مطرح باشد که چطور شد که ترکیه سکولار با سیاست خارجی روشن غرب گرا این چنین در سیاست خارجی و داخلی تغییر هویت وتحولات اساسی داده وآنها را بوجودآورده باشد. وجه مشخصه امروز ترکیه اسلام گرایی در سیاست داخلی و نگاه به شرق در سیاست خارجی است. ایجاد محور جدید- روسیه، ایران، ترکیه- اوج این تغییر هویت اساسی ومهم است که در این روزها توجه همگان را به خود جلب کرده است.

این تغییرات هرچه باشد، ارتباطی با کودتا در ترکیه و یا با حوادث روزمره ندارد. این حوادث تنها تاثیرش در شیوه نمود یافتن سیاستی است که از مدتها پیش تدوین شده بود. ترکیه از بیش از سه دهه پیش در پی تعریف جدیدی از منافع ترکیه برامده بود. داود احمد اوغلودکترای علوم سیاسی وروابط بین الملل و وزیر خارجه پیشین ترکیه که چهره نظریه پرداز درحوزه سیاست می باشد، این منافع را بر مبنای جغرافیای سیاسی ترکیه چنین تعریف کرده بود : ترکیه در تلاقی شرق و غرب و جنوب واقع شده است، یعنی در میان آسیا، آفریقا و اروپا(آفرو-ایروآسیا). به زعم تدوین کنندگان هویت سیاست خارجی ترکیه، این کشور دارای هویت چندگانه ای است و نباید این هویت چندگانه به یک هویت تقلیل یابد.

بنابراین، این هویت را به زعم نظریه پردازان ترکیه ای می توان به هویت سکولار- اسلامی تعریف کرد که از لحاظ مفهوم می شود آمیزه ای از غربی-سکولار و شرقی- اسلامی.پرواضح روشن است که این برداشت ها از موقعیت ژئوپولیتیک استنباط واستخراج گردیده اند. ترکیه ای ها بر آن شده اند که منافع خود را در گستره ای وسیع-اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک – بر این موقعیت جغرافیایی منطبق سازند. آنها بر این باورند که این حوزه شامل منطقه دریای سیاه، قفقاز، خاورمیانه، حوزه خلیج فارس، بالکان، اروپا، حوزه مدیترانه و آفریقای شمالی می گردد. این دیدگاه جهش ناگهانی از سیاست جا افتاده ترکیه در سده گذشته- سده۲۰- به سیاستی جدید است. سیاست سده گذشته بر دو پایه شکل گرفته بود: ۱- وضعیت سیاسی را بنا بر آنچه جنگ جهانی بوجود آورده باید حفظ کرد و در پی تغییر نباید بود. ۲- حفظ پیوند با غرب و غرب گرایی.

نقش فعالی  که در سه دهه اخیر ترکیه در سازمان همکاری های اسلامی ایفا کرد، زمینه های لازم را برای این دگردیسی سیاسی وتحولا ت درحوزه های مختلف را فراهم آورده است . حال باید منتظر بود و دید که تعریف جدید دولتمردان ترکیه از گسترش منافع، یک آرمان گرایی بلند پروازانه و بی پشتوانه است، یا سیاستی واقع گرایانه. پیوستن ترکیه به محور ایران-روسیه سمت گیری خوش آیندی  در سیاست خارجی ترکیه به اذهان منتقل نمی کند.

نویسنده :مسعودمرادپورگیلده(مدرس دانشگاه وپژوهشگرسیاسی)

نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:09
برچسب‌ها :